تبليغاتX
_
به وبلاگ انجمن امید خوش آمدید .:::.:::. به وبلاگ انجمن امید خوش آمديد
_______________ انجمن ادبی امید نجف آباد
هرمز عليپور معتقد است: ميان شعر و موسيقي از گذشته‌هاي دور الفتي است و هيچ‌ يك هم بر ديگري غالب نيست.

اين شاعر، خاطرنشان كرد: با نگاه به وجه عاميانه ارتباط شعر و موسيقي مي‌توان گفت كه شعر و موسيقي از گذشته‌هاي دور با هم يك زندگي همراه داشته‌اند و اين به يك سرزمين هم اختصاص ندارد، ولي اگر بخواهيم در هنر سرزمين خودمان آن را ببنيم، در كشور ما حتي قبل از ورود اسلام شعرهايي به‌نام خسرواني‌ها وجود دارد كه در واقع تلفيقي از شعر و موسيقي است.

عليپور ادامه داد: تا آن‌جا كه مي‌دانم، حتي شاعراني مثل رودكي كه در شعر و موسيقي ـ هر دو ـ تسلط داشته‌اند، به نام خنيانگر خوانده مي‌شوند، ولي اگر به محدوده زماني خودمان بخواهيم بپردازيم، مي‌بينيم كه در موسيقي ما به اصطلاح يك ژانر يا نوع شعري به نام تصنيف مطرح بوده و هست و علاوه بر عارف، شاعران ديگري مثل رهي‌ معيري، معيني كرمانشاهي و چند نفر ديگر تصنيف‌هايي سروده‌اند كه از افاعيل عروضي برخوردارند كه گاهي هم شكل و ريخت ويژه‌اي نزديك به مستزاد دارند و به هرحال هنوز هم براي ما تازگي و طراوت خود را حفظ كرده‌اند.

وي يادآور شد: به مرور كه پيش مي‌آييم مثل ساير مسائل، شعر و موسيقي هم دچار تحول و دگرگوني شده، به ‌طوري‌كه حتي در رسانه‌ها به شعرهايي كه با موسيقي همراه بوده يا هست، سرود گفته و مي‌گويند. در ميان اين سرودها هر كدام كه شاعرشان واقعي است، سرود بهتري از كار درآمد كه از قوت كافي و ماندگاري برخوردار است.

او در ادامه خاطرنشان كرد: اما در بخش بي‌مسؤوليت يعني خارج از محدوده رسانه‌ها و به شكل آزاد، عده‌اي با كم‌ترين مايه شعري ترانه يا تصنيف‌هايي مي‌گويند كه حتي از لحاظ وزن و حالت ايقاعي فقير و ناتوان‌اند، زيرا در قديم به شعرهايي ترانه مي‌گفتند كه حداقل وزن و لحن موزون داشتند. اما بدتر از آن در موسيقي ما البته آن سوي آب‌ها كه به عهده به ما نيست، شعر و موسيقي را منطبق با شرايط آن سوي مرزها به شكل فجيعي مورد آزار و اهانت قرار داده و مي‌دهند.

وي علت اين را كه نسل امروز به موسيقي اصيل ما كم‌تر بها و علاقه نشان مي‌دهند، كاستي‌هايي كه براي معرفي معقول اين مقوله هنري وجود دارد، عنوان كرد و افزود: به گمان من نسل منطبق با شرايط زيستي خود با مسائل پيوند برقرار مي‌كند؛ يعني حتي گاهي براي خود ما هم موسيقي اصيل ايراني خسته ‌كننده مي‌شود و من اين را اين‌گونه مي‌دانم كه ذات اين موسيقي آسيب‌پذير اگر نباشد، اما اشباعي آزارنده بر آن حاكم است، كه اين نيز برمي‌گردد به تفاوت ذائقه نسل‌ها و تكرارها و شنيدن‌ها و الفت‌پذيري‌ها.

او با طرح اين پرسش كه شعر و موسيقي كدام‌شان بر ديگري تقدم دارد يا كدام يك به‌ وقت ارزش‌گذاري، مسؤوليت و جنبه گسترده‌تري دارند، عنوان كرد: در اين زمينه هيچ‌كدام به طور مطلق بر ديگري غالب و يكه‌تاز نيست.

عليپور خاطرنشان كرد: با توجه به اين‌كه شعري كه به خدمت موسيقي گرفته مي‌شود، حداقل بايد بهره‌مندي اندكي از وزن و لحن داشته باشد، اگر بخواهيم غيبت وزن و لحن را به شكلي جبران كنيم، بايد از نظر نگاه و تخيل نگاه كاملا دقيق و ظريفي به مساله داشته باشيم، كما اين‌كه در بعضي از سروده‌هايي كه از صدا و سيماي ما پخش مي‌شود ـ از لحاظ كشف بعضي از زواياي پنهان ـ برخي از ترانه‌سرايان موفق عمل كرده‌اند؛ يعني فرهنگ نسل امروز، محاورات روزمره نسل امروز و خواسته‌ها و روحيه نسل امروز را درك كرده و در شعر دخيل كرده‌اند.

او توضيح داد: يعني اگر بعضي از ترانه‌ها را بدون آگاهي از صنايع شعري گوش كنيم، فكر مي‌كنيم كه نثرند. در صورتي‌كه اين‌طور نيست؛ اگرچه در همين زمينه هم به نظر مي‌رسد شباهت‌ها و تكرارها دارند خسته‌ كننده مي‌شوند. البته شايد هم دليلش اين باشد كه موسيقي و فرهنگ ما اين اجازه را نمي‌دهد كه مثل موسيقي برخي از كشورها مسائل اجتماعي، عشقي و فلسفي به طور عميق بيان شوند. من خودم آن‌چنان دانش و پيوندي با موسيقي غيرايراني ندارم، اما شعرهاي بعضي از گروه‌هاي موسيقي كشورهاي ديگر را به طور مكتوب كه مي‌خوانم، حيرت مي‌كنم.


+ نوشته شده در دوازدهم بهمن 1386
توسط محسن مرادی : |
__________________________ _____________________